غارت نهادینه شده دسترنج کارگران محروم ايران :
«در آینده نهچندان دور دیگر یک شغل در خانواده نمیتواند زندگی خانوادگی
را تأمین کند و حداقل باید دو نفر به کار مشغول باشند». (روزنامه حکومتی
ابتکار 12اسفند 92)
وزیر کار رژیم آخوندی در این جمله کوتاه به نهادینه شدن غارت یک دوم نیروی کار ایران در حاکمیت آخوندها اعتراف میکند. زیرا بر اساس تبصره 2 اصل 41 قانون کار همین رژیم ”حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگیهای کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید بهاندازهای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام میشود را تأمین نماید“، اینکه وزیر کابینه آخوند روحانی رسماً کار کردن دو نفر برای تأمین یک خانواده را اعلام میکند حکایت از نهادینه شدن سرقت نیمی درآمد خانوارها بهطور رسمی دارد. زیرا در ایران که بیش از 80درصد کارخانهها، شرکتها و مؤسسات و ادارات دولتی یا شبه دولتی هستند، معنایی جز چپاول این پول هنگفت توسط حاکمیت آخوندی ندارد. از این موضوع بنیادی که بگذاریم همچنین در این جمله، اعترافی است از وزیر کار رژیم در مورد وضعیت اقتصادی خانوادهها و اینکه بهخاطر گرانی هزینه زندگی، صرفاً شاغل بودن یک نفر در خانواده جوابگوی نیازهای روزانه آنها نیست. تازه این در مورد کارگرانی است که شاغلند. پس سوال دیگر این ا ست که مگر در حکومت آخوندی امکان کار هست؟ یا نقش نداشتن امنیت شغلی در دستمزد کارگران چیست؟ و آنها چگونه باید زندگی کنند؟
مروج حسینی یکی از کارگزاران رژیم در تلویزیون شبکه سه (رژیم) در تاریخ 17 اسفند 93 به تعطیلی واحدهای صنعتی اعتراف میکند و میگوید: «ما الآن از 81هزار واحد صنعتی که داریم 14هزار واحد تعطیلاند».
طبیعی است که دود این تعطیلیها و نابودی صنعت بیش از همه به چشم کارگران میرود و زندگی همه کارگران شاغل زیر تهدید اخراج، بیکاری و نداشتن امنیت شغلی قرار میگیرد.
این در حالی است که دروغگوییهای دولت آخوند روحانی در مورد ایجاد اشتغال هر روز افزایش مییابد. الیاس نادران نماینده مجلس ارتجاع به اخراج یک میلیون کارگر در زمان روحانی اعتراف میکند: «در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت یازدهم، از بازار کار خارج شدهاند». (خبرگزاری سپاه پاسداران فارس 21 اسفند 93)
وزیر کار رژیم جرأت نکرده بگوید شدت غارتگری نظام ولایتفقیه به گونهایست که دو نفر که سهل است، حتی اگر همه اعضای خانواده کارگری هم کار کنند باز هم نمیتوانند سطح زندگی خانواده خود را به سطح زندگی کشورهای متوسط جهان برسانند. سایت حکومتی تابناک (20 /مردادماه / 93) در مقایسه دستمزد پایه کارگران ایران در ماه با کارگران سایر کشورهای دنیا بر پایه دلار مینویسد:
مکزیک600 دلار
پرو600 دلار
چین700 دلار
مصر700 دلار
ترکیه1400 دلار
پرتقال1600 دلار
آفریقای جنوبی2400دلار
آلمان2800دلار
آمریکا3400دلار
اما پایه حقوق ماهیانه 712425 تومان کارگران ایرانی (با احتساب دلار3300 تومان) میشود 215 دلار.
پایین بودن دستمزد کارگران به جایی رسیده که صدای مهرههای خود رژیم را در آورده است. بهعنوان مثال، دبیر بهاصطلاح کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری ایران گفت: «در حال حاضر 60 درصد از دستمزد کارگران صرف هزینههای مسکن میشود. هماکنون در یک خانوار کارگری سه نفر شاغل هستند تا بتوانند نیازهای معیشتی خود را تأمین کنند (روزنامه حکومتی کار و کارگر20 دی 1393) ».
روزنامه حکومتی جهان صنعت هم نوشت: «هزینه مربوط به خوراک یک خانوار چهار نفره از ۹۰۳ هزار تومان در ماه به یک میلیون و ۲۳ هزارتومان و هزینه مسکن نیز از یک میلیون و ۴۴ هزار تومان به یک میلیون و ۲۰۱ هزارتومان افزایش یافته است». (روزنامه جهان صنعت 18 دى ماه 93)
تازه این وضعیت کارگرانی است که قراداد ثابت دارند. اما کارگرانی که موقت کار میکنند مجبورند به هر شرطی که کارفرما میگذارد تن بدهند. روزنامه حکومتی ابتکار21 دی ماه 1393 بهنقل از اولیا علیبیگی رئیس کانون عالی بهاصطلاح شوراهای اسلامی کار نوشت: «دستکم 93 درصد کارگران امروز با قراردادهای موقت یک ماهه تا یک ساله مشغول بهکارند. هماکنون در بهترین حالت تعداد کارگرانی که اکنون در بازار کار با قراردادهای دائم مشغول به کارند به حدود هفت درصد جمعیت کارگران ایران میرسد».
واقعیت این است که رهآورد 37سال حکومت ولایتفقیه برای کارگران، چیزی جز فرو بردن آنها در فقر بیشتر نیست. بر هیچکس پوشیده نیست که در این رژیم که تار پود آن با چپاول و غارت تنیده شده هیچ حقی بهرسمیت شناخته شده نیست، چه رسد به حق کارگران محروم کشورمان. تمام دعواهای باندی بر سر حقوق کارگر هم چیزی نیست جز اینکه از خشم انباشته شده کارگران وحشت دارند. سالانه هزاران اعتراض کارگری با فریادهایی مثل «قرارداد موقت، الگوی بردهداری» و «نظام بردهداری، ملغی باید گردد!» در سراسر کشور سردمداران رژیم را دلواپس و نگران میکند. همین ایستادگی و اعتراض در برابر این رژیم و همبستگی و مبارزه مستمر کارگران میهن برای کسب حق زندگی شرافتمندانه و آزاد است که میتواند مناسبات ضدکارگری ایجاد شده توسط رژیم آخوندی را به هم بزند.
![]() |
کارگران محروم ایران |
وزیر کار رژیم آخوندی در این جمله کوتاه به نهادینه شدن غارت یک دوم نیروی کار ایران در حاکمیت آخوندها اعتراف میکند. زیرا بر اساس تبصره 2 اصل 41 قانون کار همین رژیم ”حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگیهای کار محول شده را مورد توجه قرار دهد باید بهاندازهای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام میشود را تأمین نماید“، اینکه وزیر کابینه آخوند روحانی رسماً کار کردن دو نفر برای تأمین یک خانواده را اعلام میکند حکایت از نهادینه شدن سرقت نیمی درآمد خانوارها بهطور رسمی دارد. زیرا در ایران که بیش از 80درصد کارخانهها، شرکتها و مؤسسات و ادارات دولتی یا شبه دولتی هستند، معنایی جز چپاول این پول هنگفت توسط حاکمیت آخوندی ندارد. از این موضوع بنیادی که بگذاریم همچنین در این جمله، اعترافی است از وزیر کار رژیم در مورد وضعیت اقتصادی خانوادهها و اینکه بهخاطر گرانی هزینه زندگی، صرفاً شاغل بودن یک نفر در خانواده جوابگوی نیازهای روزانه آنها نیست. تازه این در مورد کارگرانی است که شاغلند. پس سوال دیگر این ا ست که مگر در حکومت آخوندی امکان کار هست؟ یا نقش نداشتن امنیت شغلی در دستمزد کارگران چیست؟ و آنها چگونه باید زندگی کنند؟
مروج حسینی یکی از کارگزاران رژیم در تلویزیون شبکه سه (رژیم) در تاریخ 17 اسفند 93 به تعطیلی واحدهای صنعتی اعتراف میکند و میگوید: «ما الآن از 81هزار واحد صنعتی که داریم 14هزار واحد تعطیلاند».
طبیعی است که دود این تعطیلیها و نابودی صنعت بیش از همه به چشم کارگران میرود و زندگی همه کارگران شاغل زیر تهدید اخراج، بیکاری و نداشتن امنیت شغلی قرار میگیرد.
این در حالی است که دروغگوییهای دولت آخوند روحانی در مورد ایجاد اشتغال هر روز افزایش مییابد. الیاس نادران نماینده مجلس ارتجاع به اخراج یک میلیون کارگر در زمان روحانی اعتراف میکند: «در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت یازدهم، از بازار کار خارج شدهاند». (خبرگزاری سپاه پاسداران فارس 21 اسفند 93)
وزیر کار رژیم جرأت نکرده بگوید شدت غارتگری نظام ولایتفقیه به گونهایست که دو نفر که سهل است، حتی اگر همه اعضای خانواده کارگری هم کار کنند باز هم نمیتوانند سطح زندگی خانواده خود را به سطح زندگی کشورهای متوسط جهان برسانند. سایت حکومتی تابناک (20 /مردادماه / 93) در مقایسه دستمزد پایه کارگران ایران در ماه با کارگران سایر کشورهای دنیا بر پایه دلار مینویسد:
مکزیک600 دلار
پرو600 دلار
چین700 دلار
مصر700 دلار
ترکیه1400 دلار
پرتقال1600 دلار
آفریقای جنوبی2400دلار
آلمان2800دلار
آمریکا3400دلار
اما پایه حقوق ماهیانه 712425 تومان کارگران ایرانی (با احتساب دلار3300 تومان) میشود 215 دلار.
پایین بودن دستمزد کارگران به جایی رسیده که صدای مهرههای خود رژیم را در آورده است. بهعنوان مثال، دبیر بهاصطلاح کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری ایران گفت: «در حال حاضر 60 درصد از دستمزد کارگران صرف هزینههای مسکن میشود. هماکنون در یک خانوار کارگری سه نفر شاغل هستند تا بتوانند نیازهای معیشتی خود را تأمین کنند (روزنامه حکومتی کار و کارگر20 دی 1393) ».
روزنامه حکومتی جهان صنعت هم نوشت: «هزینه مربوط به خوراک یک خانوار چهار نفره از ۹۰۳ هزار تومان در ماه به یک میلیون و ۲۳ هزارتومان و هزینه مسکن نیز از یک میلیون و ۴۴ هزار تومان به یک میلیون و ۲۰۱ هزارتومان افزایش یافته است». (روزنامه جهان صنعت 18 دى ماه 93)
تازه این وضعیت کارگرانی است که قراداد ثابت دارند. اما کارگرانی که موقت کار میکنند مجبورند به هر شرطی که کارفرما میگذارد تن بدهند. روزنامه حکومتی ابتکار21 دی ماه 1393 بهنقل از اولیا علیبیگی رئیس کانون عالی بهاصطلاح شوراهای اسلامی کار نوشت: «دستکم 93 درصد کارگران امروز با قراردادهای موقت یک ماهه تا یک ساله مشغول بهکارند. هماکنون در بهترین حالت تعداد کارگرانی که اکنون در بازار کار با قراردادهای دائم مشغول به کارند به حدود هفت درصد جمعیت کارگران ایران میرسد».
واقعیت این است که رهآورد 37سال حکومت ولایتفقیه برای کارگران، چیزی جز فرو بردن آنها در فقر بیشتر نیست. بر هیچکس پوشیده نیست که در این رژیم که تار پود آن با چپاول و غارت تنیده شده هیچ حقی بهرسمیت شناخته شده نیست، چه رسد به حق کارگران محروم کشورمان. تمام دعواهای باندی بر سر حقوق کارگر هم چیزی نیست جز اینکه از خشم انباشته شده کارگران وحشت دارند. سالانه هزاران اعتراض کارگری با فریادهایی مثل «قرارداد موقت، الگوی بردهداری» و «نظام بردهداری، ملغی باید گردد!» در سراسر کشور سردمداران رژیم را دلواپس و نگران میکند. همین ایستادگی و اعتراض در برابر این رژیم و همبستگی و مبارزه مستمر کارگران میهن برای کسب حق زندگی شرافتمندانه و آزاد است که میتواند مناسبات ضدکارگری ایجاد شده توسط رژیم آخوندی را به هم بزند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر